عزت نفس و راه های ترمیم آن

عزت نفس؛ شاید آنقدر که باید از  تأثیر عزت نفس در زندگی آگاه نباشید. شاید هنوز ندانید که عزت نفس تا چه اندازه می تواند در پیشرفت، موفقیت، ارتباطات بهتر، محبوبیت بیشتر و کلام نافذتر اثرگذار باشد اما از آن طرف قرار هم نیست ما چون عزت نفس بیشتری داریم پس پولدارتر شویم یا موقعیت آن چنان داشته باشیم. اما قطعاً داشتن عزت نفس خوب به شما کمک می کند تا جایگاه بهتر، موفقیت شغلی، تحصیلی و … کسب کنیم. عزت نفس کلید طلایی برای تعالی روان، اخلاق و رفتار است. کسانی که عزت نفس خوبی دارند کمتر دچار مقایسه هستند. مشغولیت ذهن آنها برای پیشرفت مادی، اخلاقی و رفتاری خودشان است و صدالبته معاشرت با افرادی که عزت نفس خوبی دارند به شما احساس ارزشمندی بیشتری می دهد و شما در کنار آنها احساس آرامش و امنیت روحی و روانی بیشتری دارید.

حال میخواهیم بدانیم ملاک های داشتن یا نداشتن عزت نفس چیست؟ انسانی که عزت نفس خوبی ندارد چه خودگویی ها، یا مکالمات و رفتارهایی دارد که نشانه ی نداشتن عزت نفس و یا داشتن عزت نفس است:

باهم چند نشانه ی مهم این ها را مرور می کنیم:

پشت تصویر را ببینید
من بالاتر از شما هستم، اگر قرار است منافع کسی تأمین شود، آن من هستم نه شما؛ تو باید همیشه از من ممنون باشی، من بودم که دست تو را گرفتم، من بودم که برای تو آنها را خریدم وگرنه تو که...! من بالاتر از تو هستم؛ چون من مدیرم، من مسئولم، من شغل بهتر، ثروت بیشتر، مدرک یا معدل بالاتر و دانشگاه بهتر و... دارم. من از تو با ارزش ترم چون اعتقادات مذهبی بیشتری دارم. چون خودم را به خدا نزدیک تر می دانم. چون امروز کارهای بهتری به نظر خودم انجام دادم و...

اگر من می توانم به راحتی توانایی ها، مهارت ها، استعدادها و یا امکانات دیگران را ببینم و از آنها تعریف کنم. من می توانم آنها را در بدست آوردن ها، تلاش کردن ها و موفقیت هایشان تحسین کنم و یا کمک شان کنم احساس بهتری داشته باشند.

اگر من می توانم بالارفتن دیگران را در زمینه هایی تحمل کنم (اگر دچار حسادت و تنگ نظری هستم) و به جایش مشوق خوبی برای آنها در همان زمینه ایی باشم که دلم میخواهد آنها را به هر صورتی پایین بکشم.

 اگر من می توانم در قبال به ظاهر کوچکترین ها، جزئی ترین ها آدم سپاسگزاری باشم به جای اینکه به چشم نیاورم، نبینم و خودم را به آن راه بزنم. به جای اینکه از عالم و آدم طلبکار باشم. فرض کنید من برای انجام کاری همراه دوستم به بانک می روم، کارمند بانک کارم را با روی خوش و با سرعت انجام می دهد و من هنگام خارج شدن از بانک به دوستم می گویم:« دستش درد نکنه، چقدر زود کارمون رو راه انداخت و…» و آن وقت دوستم بگوید:« غلط کرده، حقوق خوب می گیره بایدم کارش رو درست انجام بده! منم اگه حقوق اینو می گرفتم جلوی مشتری تعظیم می کردم!»تا اینکه بگوید: « آره، موافقم خیلی خوب برخورد کرد.» و یا اینکه مدیر اداره، سازمان یا شرکتی در قبال کارمندش وقتی کارش را به درستی و خوبی انجام می دهد نمی تواند بگوید که کارش را خوب و درست انجام داده و یا تشویقش کند.» حال اگر آدم بی انصافی باشد حتماً در همان لحظه چهار ایراد الکی هم از قبل یا همان لحظه می گیرد و اگر آدم با انصافی باشد بگوید:« از تو جز این هم انتظار نمی رفت، واقعا همین انتظار رو داشتم جز این هم از تو انتظار نمی رفت.» این مدیر حتی توان گفتن یک کلمه را ندارد که دستت درد نکنه، الان که این گزارش رو به من دادی، من فردا با اعتماد به نفس بیشتری در جلسه ام حاضر می شوم.( نمی تواند احساس مثبتش را بروز دهد) مدیری که قدرشناسی می کند، مدیری که فکر نمی کند چون پول میدهم پس وقت اینها را خریدم و آنها همه جوره و همه وقت نوکرش هستند پس …

تمام این اگرها یعنی اینکه من عزت نفس خوبی دارم.